مرتضى راوندى

169

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

عرصهء بازار داخلى را تنگ و محدود نمود و توليدات كالايى و تجارت را تقليل داد ، و تضادهاى طبقاتى را بمراتب شديدتر و حادتر ساخت . « سراسر تاريخ اين دوره پر است از شرح قيامهاى روستاييان عليه بهره‌كشى فئودالى و نهضت ارمنيان و گرجيان و آذربايجانيان و كردان و افغانان و تركمنان بخاطر آزادى ، عليه دولت صفوى كه شيرهء اقوام مزبور را مىكشيده است . انحطاط و عقب‌ماندگى روزافزون اقتصاد ايران از اقتصاد كشورهاى اروپايى و ضعف سياسى آن در پايان قرن دوازدهم ، زمينه را براى نفوذ شديد سرمايهء صنعتى بيگانه ، از آغاز قرن نوزدهم ميلادى ، و تبديل ايران در سالهاى بعد به يك كشور وابسته و سرانجام نيمه مستعمره ، آماده كرد . » « 1 » در اين دوره ، « انحطاط اقتصادى ، فقر روستاييان و بالنتيجه تقليل درآمد دولت فئودال و افراد فئودال را موجب گشت . ضمنا مصارف دستگاه ادارى دولت و بزرگان فئودال نه تنها تقليل نيافت بلكه بر اثر رشد روابط كالا - پولى در دورهء ماقبل افزوده شد . دولت شاه براى رفع حوايج مزبور ، فقط يك راه در نظر داشت و آن را به كار بست و آن راه افزودن بار مالياتها بود . هرقدر نيازمنديهاى خزانهء شاه بيشتر مىشد ، مىكوشيدند كه از روستاييان و شهرنشينان ايرانى بيشتر پول در بياورند . سنگينى بار مالياتها در سرزمينهاى اطراف قلمرو دولت صفوى ، كه مردم آن ايرانى نبودند ، محسوس‌تر بود . سياست مالياتى در عهد شاه سلطان حسين ( 1106 تا 1135 هجرى ) براى روستاييان و شهريان غير قابل تحمل شد . ماليات بر روستاييان و پيشه‌وران و تجار ، كه در طى قرن يازدهم هجرى بتدريج افزايش يافته بود ، در فاصلهء سالهاى 1110 و 1113 هجرى ، بيكبارگى دو سه برابر شد . به نظر معاصران ( مثلا عيساى خاسان جلاليان ) ، ميزان ماليات به افسانه شبيه بود . گذشته از مالياتهاى سابق ، سه نوع ماليات جديد وضع گشت . ميزان ماليات چادرنشينان نيز افزايش يافت . براى وصول ماليات ، به سرشمارى پرداختند . وزير آذربايجان در سال 1110 هجرى ( 1698 ميلادى ) ، به اتفاق 1100 كارمند و نوكر ، وارد گنجه شد ، و اينان در روستاها پراكنده شدند و به سرشمارى پرداختند . در هر دهكده ، چند نفر از كدخدايان و روحانيان و محترمين را گرفته در منازلى جداجدا مىنشاندند و هريك از آنها را وادار مىكردند اطلاعاتى دربارهء اشخاص و اموال ايشان و موضوعهاى وصول ماليات ( مزارع ، باغها ، تاكستانها ، روغن كشيها ، پادنگها و آبدنگها ، تعداد دامها ، و غيره ) بدهند . بعد ، اطلاعات اين اشخاص را كه مأموران ثبت كرده بودند با يكديگر تطبيق مى - نمودند . اگر اختلافى پيدا مىشد ، روستاييان را كه به عقيدهء مأمورين ، اطلاعات نادرست داده بودند شلاق مىزدند . مأمورين اشخاص مزبور را مجبور مىكردند درآمد روستاييان را زياده بر ميزان حقيقى قلمداد كنند تا بتوانند از دهكدهء منظور حتى المقدور بيشتر ماليات وصول كنند . سبكمغزى مأمورين وصول ، به حدى بود كه حاضر نبودند بخشى از محصول را به روستاييان بدهند تا بتوانند به زندگى خود ادامه دهند . معمولا از دهقانان بيش از آنچه توليد مىكردند ،

--> ( 1 ) . همان . ص 563 .